وقتی تو مال منی، وقتی در لحظههای دلتنگی در کنارمی
دیگر چه آرزویی داشته باشم از خدا
وقتی عاشقانه مرا میخواهی
همیشه و همه جا هوای مرا داری، دیگر چه بخواهم از این دنیا
من در این دنیا هستم و تو در کنارم
اینهمه عشق است در برابر چشمانم
وقتی گلی مثل تو در باغچه دلم شکفته
یک گلستان است که در دلم نهفته
و اینجاست که عطر حضورت همان هوای نفسهای من است
و با این نفسهاست که عاشق ماندهام ،
تو مال منی و من از همه کس بی نیاز ماندهام
وقتی در لحظههای خواستنت تو را در کنار خودم دارم
چرا به دنبال تو بیایم، تویی که همیشه در قلبمی و میتپی برای عشقمان
تو در خانه عشقمی و من تکیهگاهت، عشق من خیلی میخواهمت
این تو بودی که به من عشق دادی، نفس دادی
این تو بودی که معنای زندگی را به من یاد دادی
این تو بودی که محبتهایت مرا عاشق کرد
مهربانیهایت مرا اسیر دلت کرد
این تو بودی که مرا به اوج بردی
دستانم گرفتی و مرا تا آنجا که هر دویمان آرزو داشتیم بردی
وقتی یکی مثل تو را دارم، چرا باید از غم و غصه بنالم
همیشه شاد میمانم و آواز عاشقی را میخوانم
من از دنیا گذشتم به خاطر تو، تو از دنیای خودت گذشتی به خاطر من
ما هر دو از همه چیز گذشتیم تا رسیدیم به هم
و میگذریم تا برسیم به قله عشق با هم
با هم در کنار هم، مثل همیشه، همیشه عاشق هم
هنوز عادت به تنهایی نـــــــدارم
باید هر جوریه طاقت بیــــــــارم
اسیرم بین عشق و بی خیالی
چه دنیای غریبی بی تو دارم
میترسم توی تنهایی بمیـــــرم
کمک کن تا دوباره جون بگیــــرم
یه وقتایی به من نزدیکترشــو
دارم حس میکنم از دست میــرم
نمیترسیـــ ببینیـــ برای دیدن تـــو
یه روز از درد دلتنگیـــ بمیــــرم
تو که باشی کنارمـــ میخوام دنیا نباشه
تو دستای تو آرامش بگیـــرم
بگو سهم من از تـــو چی بوده؟ غیر از این تب!
کیو دارم بجز تنهایی امشبــــ
میخوام امشب بیوفتهـــ به پای تو غرورم
نمیتونم ببینم از تو دورم











































